اولین رسانه تخصصی و تفریحی برای مادران

پیج اینستاگرام : _madare_shad@

بدون عنوان

1399/5/2 12:03
نویسنده : مهرنوش ذبیحی
140 بازدید
اشتراک گذاری

🧚‍♀️🤰🤱
☘️
- از لحظه ای که دیدمش عاشقش شدم. اون رو در آغوش گرفتم و گریه کردم. دخترم عالی و بی نقص بود. زیباتر از چیزی که میتونستم تصور کنم.

من از روی شادی و تسکین خاطر اشک ریختم
من از روی شکرگزاری و غم اشک ریختم
من خسته بودم قلبم به شدت میزد و درد داشتم
اما سپاسگزار و بینهایت خوشحال بودم

- به دنیا آوردن فرزندم سخت ترین و باارزش‌ترین کار زندگی من بود. با اینکه زایمان من طوری که برنامه ریزی کرده بودیم درست پیش نرفت ولی میدونم دقیقا همونطوری که باید و برای من مقدر شده بود انجام شد.

- توی هفته ۴۱ بارداری وقتی برای چکاپ رفتم به من گفته شد که جنین توی رحمم زیاد جاش راحت نیست و نمیتونه بیشتر از این اونجا بمونه بنابراین دکترم تصمیم گرفت که کیسه آبم رو پاره کنه. من زایمان خیلی سختی داشتم که توضیح در مورد اون شاید خیلی طولانی و از حوصله بحث خارج باشه ...

- هیچوقت توی زندگیم اون اندازه از درد رو تحمل نکرده بودم و شاید هرگز دوباره همچین تجربه ای نداشته باشم اما خیلی شگفت انگیزه که از اون همه درد، فقط و فقط لحظه ی زیبای انتظار برای در آغوش گرفتن و دیدن فرزندم رو تمام و کمال به خاطر دارم!
با اینکه کلی درد داشتم سرم رو بلند کرده بودم تا فقط لحظه ای ببینمش و بتونم در آغوش بگیرمش.
الان دخترم ۱۶ ماهشه و من خیلی برای داشتن و نگهداری از اون تلاش کردم. شبهای زیادی نخوابیدم، با اون گریه کردم، خندیدم، نگران شدم، شاد شدم و روز به روز قویتر شدم.

- من آدم دیگه ای شدم، مهربانتر شدم و عشق رو با تمام وجود لمس کردم. من مادر شدم و میدونم که این راه برای من هر روز تجربه ی جدیدی به همراه داره و من بیصبرانه منتظر تجربه های جدیدی هستم تا روز به روز با اونها بزرگ بشم❤️

پست زیبا از پیج اینستاگرام 👈 @momdocpsychology


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)